خرید بک لینک
قاعده سادهست، وقت رفتن فقط باید رفت، بیجستجو برای تبصرهای، خالی از هر منت و طلبی، و بدون هیچ اصراری به فلسفهتراشی و زیبانمایی و مسابقه برای جملهسازیهای جانسوز، تمام اون چیزهایی که سالهای سال

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 20:45

باز اسفند شد و من یه جوری سرم شلوغ شده که انگار قراره دنیا تموم شه :| 98ام سال خداست. نکنید اینجوری خب :/

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 20:45

ژائو، ترزایی رو دوست داره که ریموندی رو دوست داره که
ماریایی رو دوست داره که ژوآکینی رو دوست داره که
لی لی رو دوست داره که هیچ کس رو دوست نداره
ژائو میره امریکا
ترزا میره صومعه
ریموند تو تصادف میمیره
ماریا پیر دختر میشه
ژوآکین خودش رو میکُشه
و لیلی با ژ. پینتو فرناندسی عروسی میکنه
که اصلاً به دنیا نیومده...

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 19:07

با این آهنگ امشبو سر میکنم. فردا تدریس دارم و مطلقا هیچی آماده ندارم. و اعتراف میکنم این چند جلسهای که رفتم سرکلاس اصلا از خودم راضی نبودم. و فردا باید مریم همیشگی باشم.

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 19:07

نوشتههای سبیدو رو هم دوست دارم. خاصه :)پدربزرگم خیلی مرد زندگی نبود، و طبیعتا تاوانشم بیشتر از همه مادربزرگ داد، فکر میکنم دیگه کمکم بشه ازش به عنوان یک قاعده یاد کرد، این که همیشه تاوان بیکفایتی ه

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 13:22

ننوشتنهام داره طولانی میشه و این حرفهای تلنبار شده زندگی رو سختتر میکنه. اما فکر میکنم دیگه باید تغییر کنم. به قول آناگاوالدای من او را دوست داشتم "باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد. آن قدر که اشکها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد. به چیز دیگری فکر کرد. باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد."

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 13:22

استاد راهنمام داخل جلسه دفاعه. منو فرستاده دنبال کارهای جلسه با ستاد بیوتکنولوژی. و اینکه با دکتر صاد حرف بزنم. بعد جذابیت ماجرا اینه که دکتر صاد هم الان توی همون جلسه دفاعه!! هفته پیش در مورد جلسه و

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 13:22

وحشتناکترین بعد قضیه این است که؛ آنان درهای کارخانهها، ادارهها و دانشکدهها را به روی زنان باز میکنند، ولی همچنان عقیده دارند : "برای یک زن محترم، ازدواج بهترین کسب و کار است!"

جنس دوم - سیمون دوبووار

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 13:22

من هيچكس را آنسوی ديوارها نداشته باشم شايد
اما
در اين غروب كسالتبار
هيچچيز به اندازهٔ تلفنی از زندان
خوشحالم نمیكند
و مردی كه اعتراف كند
گاهی
به جای آزادی
به من میانديشد.

رویا شاهحسینزاده

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 13:22

بی بیهای ما پای دار قالی حرفهایی میزدند، میگفتند تار و پودی که زن آبستن و زائو ابزار زده باشد، شل و وارفته است. فرشی که پیرزن بافته باشد، گرم است و به درد خواب زمستان میخورد. فرش دختر مجرد، تیز ر

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 13:22

صفحه بندی